X
تبلیغات
تنهایی و بی کسی
تنهایی و بی کسی

 

همیشه دلتنگی بود و انتظار ، همیشه لبخند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار

امروز دیگر مثل همیشه نیست ، حس و حال من مثل گذشته نیست

امروز دیگر مثل همیشه نیست ، من هم طاقتی دارم ، صبرم تمام شدنیست

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1391ساعت 12:53 توسط حامد حسابی|

خواستن ،همیشه توانستن نیست
گاهی فقط،
داغ بزرگی است
که تا ابد بر دلت می ماند
rch5rrtfog4xw8r04wy متن هاي كوتاه و زيباي عاشقانه همراه با عكسهايي رمانتيك
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 18:46 توسط حامد حسابی|

امشب خسته تر از هر روزم...

كاش ميشد گوشه اي نوشت :

خدايا امشب خيلي خستم...

فردا صبح بيدارم نكن

نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 18:9 توسط حامد حسابی|

شعر عاشقانه قلبي خسته از تپيدن ، متن عاشقانه و بسیار زیبای قلبي خسته از تپيدن ، عکس زیبا و رمانتیک عاشقانه قلبي خسته از تپيدن ، عکس قلبي خسته از تپيدن ، شعر بسیار زیبای قلبي خسته از تپيدن ، بهترین و جدیدترین شعر و متن عاشقانه قلبي خسته از تپيدن ، شعر بسیار زیبا و عاشقانه قلبي خسته از تپيدن  ، متن بسیار عاشقانه و غم انگیز قلبي خسته از تپيدن، شعر عاشقانه و غمگین قلبي خسته از تپيدن ، متن عاشقانه و رمانتیک قلبي خسته از تپيدن ، متن غمگین قلبي خسته از تپيدن ، قلبي خسته از تپيدن ، متن قلبي خسته از تپيدن،

خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از اين همه احساس، خسته از اين كلمات كودكانه…
خسته از جستجو كردن، خسته از فراموش كردن بودنم ، فراموش كردن هستي ام...
خسته از بازيهاي بچه گانه، از بازي با اين همبازيهاي بچه تر از خودم ...
خسته از كشيدن منحني به شكل قلب و پرتاب تيري به سوي آن .... !!
خسته از دويدن براي رسيدن ، براي رسيدن به هيچ !
خسته از شنيدن نجواي ناله هاي عاشقانه عاشقي در كنج تنهائيهايش ...
خسته ام از اين اعتياد قلبم به عشق . ! از اعتياد چشمانم به اشك، از اعتياد روحم به غم و غصه .
خسته ام از اين قمار، از قمار دل ! قماري كه آخرش چه برنده باشي و چه بازنده،  «بازنده اي » بيش نخواهي بود !
خسته از جارو كردن خرده شيشه هاي دل ...!! خسته از مرهم گذاشتن بر اين زخمهاي كهنه ...
خسته ام از كاروانسرا شدن دل !!! و به زير سؤال رفتن عشق .....
خسته ام.... خسته .... خسته ي خسته ..!! خسته ازاين صبر و انتظار، خسته از تكرار روزها ،
خسته شدم از روياي تو، خسته شدم از خودم ، خسته شدم از اين زندگي ...  


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 19:11 توسط حامد حسابی|

رسم زندگی همین است ، باید تا لحظه به تو رسیدن به انتظارت بنشینم در حسرت همیشه در کنار تو بودن بمانم تا اگر زنده ماندم تو را تا ابد در میان خودم بفشارم…
حالا که در کنارم نشسته ای ، بگذار نگاهت کنم عشق من ، دستانت را به من بده بگذار حست کنم!
حس کنم عشقم در کنارم نشسته ، به رویاها روم و فکر کنم که دیگر دوره ی انتظار و بی قراری ها گذشته و ببینم که مال هم شده ایم ، از همه چیز گذشته ایم به هم رسیده ایم
راه نفسگیریست تا عشقمان سر انجامی داشته باشد ، گرچه از آغاز با عشق آغاز کردیم و با عشق خواهیم مرد ، اما نمیخواهیم درحسرت عشق بمانیم،کاش میشد برای همیشه در آغوش هم بخوابیم!
بخوابیم و دیگر هیچگاه بیدار نشویم ، در آن خواب بسوزیم در آغوش هم ، در آن خواب احساس کنیم گرفته ایم دستهای هم…
گفتم عشق من چرا اشک میریزی ؟
گفت به این خاطر که نمیتوانم دوری ات را تحمل کنم !
گفتم آرام باش عزیزم ، من بدون تو مال این زندگی نیستم!
اشکهایش را پاک کردم ، کمی آرام شد ، به نگاه عاشقانه ام امیدوارم شد ….
کاش نمیگذشت آن لحظه که در کنارت بودم ، هنوز یادم نرفته لحظه ای که محو تماشای آن چشمهای زیبایت بودم…


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 19:9 توسط حامد حسابی|

" تـــو "

دو حرفـــــــــ ــــــ ــــ بیشتر نیســـت ،

کلمه ی کـــوتاهی

کـــــ ـــ ـه برای گفتنش ..

جانم به لبــــــ ـــ ـ رسید و

ناتمـــــ ــــ ــام ماند ..*


umxd83esgvj1cojtggbz.jpg
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:18 توسط حامد حسابی|

تــــــــو نيـــــــــــــســــــتــ ـــــي هـــفــــت ســـــــــينـــم چـــــيـــــــــــدن نــــــــداره...


مــــــــــي گــــــن عـــــيــــــــــــــده ولــــــي ديــــــــــدن نــــــــــــداره...

[تصویر: sokoot.jpg]

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:18 توسط حامد حسابی|

فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے ...!

یا ...

نگویم و بدانـے..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!

جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:

دلــــــــــــــم.....!!!


a8zcu81mcbycfd6v05xb.jpg

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:17 توسط حامد حسابی|

گـل یا پــوچ؟
دستتــــــ را باز نکن، حســم را تباه مکــن

بگذار فقط تصــــــور کنم ..

که در دستانتــــ

برایـــم کمی عشق پنهـــان است ..


a36pltuimpj5zo1jyj36.jpg

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:16 توسط حامد حسابی|

آن شب ...

که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...


تماشا می کرد ...

آن شب که شب پره ها ..

عاشــقـــانه تر ..

نــــور را می جســـتند ...!

و اتاقم ..

سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !
دانستم..


تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!


njc53z2ds7kfh9zghmdb.jpg
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:16 توسط حامد حسابی|

عمر من قد نميدهد

به سفرت بگو كوتاه بيايد


mpbul0kxmt1886a86a1p.jpg

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:15 توسط حامد حسابی|

هر روز تكراريست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند



2bvwc4g8tfu08lvumfk.jpg

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:15 توسط حامد حسابی|

نـتــرس از هجـــــ ـــ ـوم حـضــــــ ــــ ــورم ..
چــــیزی جــــ ـــ ـز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ـــ ـ ..


2pd4zie9nwojug40lxvb.jpg

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:14 توسط حامد حسابی|

من اگه خدا بودم...


اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم...



oii68hkdlf5f0jvjr2sj.jpg

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 13:13 توسط حامد حسابی|



      قالب ساز آنلاین